سلام به وبلاگ شااااااااااااااااااااااد ترین و شیطووووووووووووووووووووووووننننن ترین دختر دنیاااااااااااا خوش اومدین!!!!!! لحظات خوشی داشته باشین!!!
درÛx8cاÙx81ت کد بستÙx86 راست Ú©Ùx84Ûx8cÚ© در Ùx88بÙx84اگ
-->-->-->-->
> -->-->-->-->
-->-->-->
-->-->-->
درÛx8cاÙx81ت کد بارش ستارÙx87 از باÙx84اÛx8c Ùx88بÙx84اگ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سازÛx8c, Ùx84Ùx88Ú¯Ùx88 زÛx8cبا سازÛx8c' src='http://susatheme.com/icon/balck-white/12.jpg'/>
-->-->-->
-->-->-->
وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم ۳۰ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من ۵ روز تو شوک بودم!!
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
اعتراف میکنم تا سنه ۱۳-۱۲ سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می شستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
∞.∞.∞.∞.∞اعترافات خنده دار∞.∞.∞.∞.∞.∞
برچسب:
نویسنده: دکتر پریسا